تبلیغات
جنگ نرم چادر میخواهد نه اسلحه.... - دختر برای حل مسئله استاد رفت


دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته; لبه چادرش روی زمین کشیده میشد

پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت:

بچه ها به شریفی بسپریم

لازم نیس امروز کلاس رو جارو بزنه (خنده کلاس)

دختر خیلی جدی و آروم برگشت و رو به پسر گفت:

پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟

همون صداها این بار بلندتر خندیدن



طبقه بندی: حجاب و عفاف، متن ادبی حجاب و عفاف، دلنوشته حجاب و عفاف، عکس حجاب و عفاف،

تاریخ : شنبه 22 اسفند 1394 | ساعت 07 و 48 دقیقه و 52 ثانیه | نویسنده : زهرا شیری | نظرات

  • paper | بلاگ اسکای | ایران موزه